مدح و ولادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
چشم فلک امروز دوان سوی زمین است امروز که با آمـدن عـشـق، قـرین است در آتش اوئیم که شور است و شرار است در ساحت اوئیم که امن است و امین است در بایریِ جهل جهـان، عاطـفه رویـانـد دیگر چه نیازی به عصا؟ معجزه این است غم بار سفر بسته که او راحت جان است رنگ از رخ شب رفته که او ماهْجبین است لطف نظر اوست که شعر است مطنطن از مرحمت اوست اگر واژه وزین است اینگونه رقم خورد که ما شیـعـۀ نـوریم آن نور که در عترت پاکش ششمین است کافیاست بپرسید ز خیبر که پس از او بر مسند مهرش "که" سزاوارترین است؟ |